در باغی محصور_پدی بوشه«Paddy Bushe»

صداهای خیابان
ناقوس کلیسا بالای سر
قوت قلبم‌می‌دهند باز
همه چیز عادی
همان‌گونه که هست
باور نمی‌کنم حالا
چیزهایی که گفته می‌شود:
مقامات داده‌اند هشدار
که نخوریم
فریب وفاداریِ افتاده از مد
و هشیار باشیم
به تهدیدهای جدی
در خیابان‌هامان
برای ناقوس‌‌های بالای سر
مردم ناپدید شدند
مقامات می‌گویند فرار کردند
شواهدی روشن
از نقشه‌ای علیه رژیم
سخت است گاهی باور آن‌چه می‌شنوم
شب
آژیرها
می‌کنند هوا را‌ از وحشت پُر
و بعد
اقدام‌های فوری
هشدارها
و گاهی فریادی
که در صدای خیابان می‌شود خفه
ناقوس کلیساست بالای سر…
بیرون نرده‌های پنجره‌ام
دلگیر به رنگ سرب
رود می‌خزد با سرسختی
و فاضلاب می‌شود سرریز
از چیزی که گفته می‌شود
اینجا اما
آرام…
منظم…
دیواری
حصاری
پناهم می‌دهد
در نور خورشید
می‌شود بنشینم و ببینم رویا:
صدای عادی خیابان
ناقوس‌های بالای سر
نباید باور
هر حرفی‌ را بکنم

 

مهردادمهرجو


IN A WALLED GARDEN

Paddy Bushe

 

There are street noises. Church bells overhead
Reassure me. With things as normal as they seem
.I cannot believe what is now being said
Officials have warned against being misled
Into outdated loyalties, to beware of extreme
Threats in our streets to church bells overhead
People have disappeared. Officials say -they’ve fled
.Clear evidence of a plot against the regime
It’s hard to believe what I sometimes hear said.l
At night there are sirens filling the air with dread
Then urgent steps, warnings. Sometimes a scream
Muffled by street noise, church bells overhead
Outside my wall’s barred window, sullen as lead
,The river crawls by, inexorably. Downstream
.The sewers overflow with what’s being said
But here there is calm, order. A wall, a hedge
Shelter me. In the sunlight, I can sit and dream
Of ordinary street noise, church bells overhead
I must not begin to believe what’s being said
© 2017, Paddy Bushe

Leave a Comment